هوالمحبوب
بیاییم خودرابیازماییم...........................................................................
در کلام ممکن است هر کس ادعای عشق داشته باشد اما در عمل است که عاشق
شناخته می شود.عشق آن است که عاشق جز معشوق نبیند.خود را نبیند او را
ببیند.همه چیز را برای او بخواهد.او را برای او بخواهد نه برای خود.مادر عاشق است.اگر
خانه اش آتش بگیرد و فرزندش در آن باشد خود را نمی بیند.فقط فرزندش را می
بیند.حاضر است از جان خود بگذرد تا فرزندش زنده بماند.شهدا عاشق بودند.به خاطر
خدا از جان خود گذشتند.با خدا عشق بازی کردند.ما هم اگر می خواهیم بدانیم عاشق
خدا هستیم یا نه می توانیم از خود یک تست بگیریم.آیا حاضریم به خاطر او از جان مال
و ... بگذریم؟جان و مال پیشکش.
آیا هنگامی که زمینه گناه فراهم است حاضریم بگیم خدایا به خاطر تو ... ؟
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ساعت 10:48 قبل از ظهر موضوع حرفهای دل تنگی یک رفیق | لینک ثابت
یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان
خوبت رو ببینم . خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه .
او از خوبان درگاه ماست . حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار
میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از
خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل
میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو
چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت :
مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال
که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این
مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و مستجاب
الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :
آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم
بخواهم ...
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 ساعت 7:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هوالمحبوب
پنجره زیباست اگربگذارند...
چشم برای تماشاست اگر بگذارند ...
من ازاظهاره نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگربگذارنداگربگذارند....
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در شنبه بیست و نهم آبان 1389 ساعت 7:57 بعد از ظهر موضوع همراه با شهدا | لینک ثابت
حضرت علامه حسن زاده آملی از علمای برجسته وسرشناس حوزه علمیه قم که به جهت مراتب ویژه
علمی
و عرفانی از استوانههای حوزههای علمیه به شمار
می روند، در انتهای یکی از جلسات سخنرانی
خود، عبارات مهمی را در شأن رهبر معظم انقلاب ب
یان فرمودهاند. نظر به اهمیت این سخنان، رجانیوز
متن کامل سخنان معظم له پیرامون سجایای رهبر
معظم انقلاب را به همراه فایل تصویری سخنان ایشان
در اختیار کاربران خود قرار میدهد:
رهبر عظيمالشأنتان را دوست بداريد. عالمی،
عادلی، رهبری، مؤمني، موحدي، سيّاسي، دلداري، رهبري، انسان رباني، پاك، منزه، كه دنيا شكارش نكرده
من جايي [سراغ] ندارم که عرض کنم.
همان که عرض کردم:
قدر اين نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود، قدر اين رهبرِ وليّ وهمان عبارات كه سرور عزيزم جناب
استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبري، وليی، الهي.الآن اين انسجام ما، تكليف شرعي ماست.
مبادا عزيزان! آقايان مبادا! (اين "مبادا" را توجه داشته باشيد)
مبادا آقايان! اول انقلاب يادتان هست چند فرقه برخاستند كه ميخواستند كشور را تجزيه كنند؟
حواستان جمع باشد، مبادا اين وحدت ما را! مبادا اين جمعيت ما را! مبادا اين كشور علوي را!
مبادا اين نعمت ولايت را! از دست شما بگيرند.
خدايا به حق پيغمبر و آل پيغمبر سايه اين بزرگمرد، اين رهبر اصيل اسلامي،
حضرت آيتالله معظم خامنهاي عزيز را مستدام بدار.
و الهي آمين، الهي آمين، الهي آمين. بعدد كلماتت آمين.
تقدیم نامه
همچنین حضرت علامه حسن زاده آملی در پی سفر رهبر معظم انقلاب به شهرستان آمل در سال 1377 کتاب "انسان و عرفان" خود را به ایشان تقدیم کردهاند، این متن ادبی و محبت آمیز به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الم تلک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین
با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- ، این اثر نمونه دوران را اعنی،رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه
یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.
20/3/1377 حسن حسن زاده آملی روحی له الفداه
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ساعت 4:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هوالمحبوب
سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی
خویشم
در بزم وصال تو نگویم زکم وبیش چون آیینه خوکرده به حیرانی
خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغان من محرم راز دل طوفانی
خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمری پشیمان ز پشیمانی
خویشم
از شوق شکر خند لبش جان نسپردم شرمنده جانان بگرانجانی
خویشم
بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر افسرده دل ازخویشم وزندانی
خویشم
هر چند امین بسته دنیا نیم اما دلبسته یاران خراسانی
خویشم
حضرت ایت الله العظمی اقای خامنه ای روحی له الفداه
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 ساعت 7:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هوالمحبوب
لبخندشهدا
تو تاریکی بعضی وقتا بچه ها اشتباهی تو قبری که دیگران کنده بودند برای عبادت خودشون می رفتند
.یه شب من هم این اشتباه رو کردم فرداش صاحب قبر اومد سراغم گفت:فلانی! دیشب گور به گورم
کردی!!!بیشتر دقت کن...
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ساعت 5:52 بعد از ظهر موضوع گاهی با لبخند شهدا | لینک ثابت
خدایا
مراقبت ازانچه به ما بخشیده ای رادرقلبمان بکار زیرامادرازدست دادن استاد شده ایم
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 ساعت 9:59 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
هو المحبوب
میشوداین رمضان موعداخرباشد
اخرین ماه صیام غم اقا باشد
میشوددرشب قدرش به جهان مژده دهند*که همین سال ظهورگل زهراباشد؟
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 ساعت 9:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
خانم حضرت زهرا سلام الله علیها میفرمایند
عمل خالصانه خود رابه سوی خدابفرستید تاخداوندبهترین مصلحت خودرابه سوی شمابفرستد
میلاد مهربانترین مادر عالم بانوی عشق به شیفتگانش مبارک به امیدشفاعت دوست
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ساعت 12:49 بعد از ظهر موضوع من...سکوت...رهایی... | لینک ثابت
هوالمحبوب
سرمشق های اب بابایادما ن رفت
رسم نوشتن هم خدایایادمان رفت
شعرخدای مهربان راحفظ کردیم
اماخدای مهربان رایادمان رفت...........
نوشته شده توسط یک جرعه عطش در دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 ساعت 6:52 بعد از ظهر موضوع حرفهای دل تنگی یک رفیق | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک ...چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم...
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
گاهی با لبخند شهدا
حرفهای دل تنگی یک رفیق
ناگفتهای سکوت
همراه با شهدا
حرف هایی با خدا...
ماه مهمانی
من...سکوت...رهایی...
بد نیست بدانید!!!
دوستان
ردپای باران
شلمچه
کجایید ای شهیدان خدایی
اسمان سرخ
جاده ی خدا
چفیه
حاج حمید
یه پوتین یه پلاک
ایستگاه اخر ... بهشت
اسمانی ها
کبوترانه... تا بام ملکوت
تلنگر
القائم "عجل الله تعالی فرجه"...
از هر دری سخنی- یادداشت های یک طلبه
انتهای افق
تپانچه....
زندگی بهتر
دیده بانان
یاران ناب...
یادداشت های یک طلبه
دختر خورشید
دریای دل
تنهاترین تنهای عاشق
قاصدک
زانوی عروج
خرابات نشین
بسیجیان خط شکن
زائر شهدا
شهیدمهدی سالیکنده....
شهدا شرمنده ایم....
یه طلبه سه ساله..خدامیدونی دوستت دارم؟
عرش عشق......
بچه شهید(به یاد شهدا)
شهر تیله ای
درسرزمین گلبرگهای پرپر شده .........
نماز.رمزارتباط باخدا
فرياد خاموش
لاله های اسمانی
حوزه بسیج دانشجویی شهیدعلم الهدی
فرزندشهید
عشاق شهرعاشقی
زندگی زیباست...
منتظران ظهور
سامی یوسف ...
منتظر باران
کتاب ومقالات
والضحی...
قالبهای مذهبی
آخرین نوشته ها
نوشته های پیشین
هفته سوم شهریور 1390
هفته دوم اسفند 1389
هفته چهارم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم دی 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
آرشيو
سایر امکانات